این فمینیستها
از یک طرف قبول دارم که در جامعه ما در بسیاری موارد به زنها و دخترها صرفاً به دلیل جنسیتشان اجحاف میشود و تلاش برای برطرف کردن این موضوع را اخلاقاً پسندیده میدانم؛ اما از سوی دیگر، درست مثل هر دو قطبی دیگر، وضعیت آن سوی سکه هم اصلاً تعریفی ندارد. برای من بسیاری از حرفها و حرکتها فمینستی بیش از هر چیز دیگر، خندهدار است. مثل یک کاریکاتور یا یک جوک یا مطلب طنز. به این نمونه که تصادفاً در ویکیپدیا به آن بر خوردم دقت کنید:
خانم فایرستون به این نتیجه رسیده بود که ریشه تمام نابرابریهای جنسیتی به بیولوژی بر میگردد؛ یعنی اوضاع نامساعد اجتماعی و روانی در اثر فرآیند حاملگی و تولد و پرورش بچه به زنها تحمیل میشود. بنابراین ایشان طرفدار این بود که از علم سایبرنتیک بهرهگیری شود تا تولیدمثل انسان در آزمایشگاهها صورتگیرد و از سوی دیگر روشهای جلوگیری از بارداری و سقطجنین ترویج شود و پرورش کودکان نیز به دولت سپرده شود تا زنها از زندان بیولوژی خودشان خلاص شوند.
