درباره توهین به پیامبر
- یادش بخیر استاد باسواد معارفمان را که میگفت سکولاریسم یک زمانی حرکت آزادیخواهانه ای بود در برابر استبداد کلیسایی؛ اما امروز کار به جایی رسیده که گروههایی از موضع آزادیخواهی با آن مقابله میکنند. اینگونه است که کلمات به ضد خودشان تبدیل شدهاند: مکتب نفی ایدئولوژی و تعصب، خود یک ایدئولوژی متعصبانه شده؛ به نام آزادی مذهبی، حجاب را ممنوع میکند؛ به نام صلحطلبی جنگ میکند؛ و به نام آزادی بیان توهین میکند و...
- برخی دوستانم قصیدهای میخواندند با این مطلع که چرا پرچم کشورها را آتش میزنند. یعنی پرچم یک کشور احترام دارد؛ اما پیامبر یک دین نه.
- میگویند "آزادی بیان" است؛... فرضکنید در خیابان راه میروید؛ یا در مترو در حال سفرید یا داخل خانه مشغول زندگیکردن هستید؛ بعد ناگهان یک نفر بیاید و جلوی شما را بگیرد و به پدر و مادرتان دشنام بدهد؛ آیا آزادی بیان شامل این هم میشود؟ میدانم که پیامبر برای خیلی از مسلمانان خیلی مقدستر از خانواده و پدر و مادر است.
- دیگر چه ضمانتی وجود دارد؟ اگر آزادی بیان شامل دشنامگویی بشود، چرا آزادی عمل شامل سنگ زدن و آتش افکندن نشود؟ اگر حق توهینکردن وجود داشته باشد، به چه دلیل حق شکستن و درهمریختن وجود نداشته باشد؟ و اساساً دیگر چه چیز را - و با چه مبنایی- میشود منعکرد؟
- اینطور که من خواندم و شنیدم، اصل قضیه کاملاً با یک زورآزمایی شروع شده؛ نویسندهای که در مورد پیامبر کتابی نوشته و کسی جرأت تصویرسازی برای کتاب او را ندارد. به روزنامهی کذایی خبر میبرد و روزنامه هم آگهی میدهد که چه کسی حاضر است در این چالش شرکت کند. کاریکاتورها ثمره همین فراخوان است. کسی که بازی را شروع کرده، خودش میدانسته که این یک مبارزه است و عالمانه به صحنه آمده است. عکسالعمل به این حرکت، در حقیقت یک آزمایش حساسیت است؛ روزنامهای فراخوان میدهد تا برای جنگ با مسلمانان پهلوان جمعکند. عکسالعمل مسلمانان است که تعیین میکند هزینهی این جنگ چقدر است. لجاجت باقی روزنامههای اروپایی هم لشکر کمکی است که به این جنگ ارسال شده. مسؤولیت آغاز جنگ برعهده کسی است که آن را شروع کرده؛ والا وسط دعوا حلوا خیر نمیکنند.
- این خبر گاردین را هم اضافه کنید به همه دانستههایتان در این مورد: روزنامهی کذایی دانمارکی؛ درست همان روزنامه، سه سال پیش کاریکاتورهایی که با موضوع حضرت مسیح برایش ارسال شده بود را رد کرد و حاضر به چاپ آنها نشد؛ چون تحریکآمیز بودند و ممکن بود موجب اعتراض شوند. پس مسؤولان روزنامه آدمهای بیگناه بیخبر از همهجا نیستند و شعورشان کاملاً به درک موضوع تحریک مذهبی و اعتراضات ناشی از آن میرسد.
- میگویند روزنامهها در دانمارک مستقلاند؛ میگویند کار روزنامهها به حساب خودشان است، نه به حساب دولت. اساساً استقلال یک مفهوم کشدار و مقید است. بچهای که بالغ میشود مستقل میشود؛ کسی که ازدواج میکند هم زندگی مستقلی تشکیل میدهد؛ روزنامهای که با پول دولت چاپ نشود هم روزنامهای مستقل است؛ قوای سهگانه هم از هم مستقلاند و... اما هیچکدام از این استقلالها به معنای آن نیست که موجود مستقل در یک خلأ کاملاً-بیاتصال-به-پیرامون قرار دارد. دانمارک کشوری مستقل است؛ اما دیدیم که وقتی برخی کشورها دانمارک را تحریم کردند، اتحادیه اروپا دخالت کرد و گفت که تحریم یک کشور به منزله تحریم همه اروپا است. پس حق بدهید که من از این دستآویختن به استقلال روزنامه خندهام بگیرد.روزنامهای که در یک کشور چاپ میشود محکوم قوانین و مقررات آن کشور است و استقلال روزنامه مثل استقلال یک کشور نیست. اگر روزنامهی کذایی مقالهای در انکار هولوکاست چاپکرده بود؛ بازهم آن دولت کذایی بهروی خودش نمیآورد و بازهم روزنامه مستقل بود؟ اگر این روزنامه مقالهای یا تصویری در دفاع یا ترویج سوءاستفاده از کودکان چاپ میکرد چه؟ دیدهاید و دیدهایم که دولت دخالت و برخورد میکند. آیا تحریک و توهین به گروههای مذهبی و نژادی در دانمارک آزاد است؟
- به نظرم اعتراضات مسلمانان در سراسر دنیا باید یک هدف مشخص را تعقیبکند و الاّ این حرارت دیر یا زود سرد میشود؛ بیآنکه نتیجهی مشخص و پایداری از آن حاصل شود. این هدف هم نباید به عذرخواهی این یا آن محدود شود که میگذرد و تمام میشود. به نظر من هدف اعتراضات باید تصویب قانونی صریح در کشورهای اروپایی باشد که توهین به پیامبر و مقدسات را منعکند. این نتیجهی مفید و پایداری است که اثرش باقی میماند و ضمانتی اجرایی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی به دست میدهد.
